أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
474
قانون ( فارسى )
مىيابند . گاهى ممكن است رگ زدن بواسطهء عوارض غير عادى و ناخودآگاه سبب غش كردن شود . اگر بيمار قى كرد نبايد بعد از قى او را رگ بزنند . در حال قى نيز نبايد رگ زدن انجام گيرد . بدان كه رگ زدن ناراحت كننده است و بعد آرامش مىدهد « 271 » . قولنج و رگ زدن بندرت باهم مىتوانند جمع شوند . زن باردار و زن داراى حيض را نبايد رگ زد ، مگر اينكه چارهء ديگرى نباشد ، از آن جمله هنگامى است كه همراه بصاق ( آب دهن ) خون زياد داشته باشند ( هموپتزى ) و بخواهى آن را متوقف كنى و اين هم در صورتى ممكن است كه بيمار قوت كافى داشته باشد اما بهتر و واجبتر آن است كه زن باردار را هرگز رگ نزنى ، زيرا جنين مىميرد . بايد بدانى كه نبايد به محض اينكه در كسى علائم امتلاء را مشاهده كردى فكر كنى بايد رگ بزنى ، زيرا ممكن است امتلاء ناشى از خلطهاى خام باشد و رگ زدن در اين حالت زيان زياد دربردارد ، چه اگر آن را بيرون آوردى و نگذاشتى پخته گردد بيم مردن بيمار مىرود . در مورد كسى كه سودا بر وى چيرگى دارد ، چنانچه بوسيلهء اسهال تخليه نشد ، رگ زدن زيانى نخواهد داشت ، ليكن بايد تغيير رنگ بيمار را در نظر گرفت كه مطابق شرطى باشد كه آن را ذكر خواهيم كرد . وقتى تمدد ( كشيدگى ) تمام بدن را فراگرفت ، خود تمدد دليل لزوم رگ زدن است . كسى كه در بدنش خون خوب و پسنديده اندك و خلطهاى بد زياد باشد بر اثر رگ زدن ماده پسنديده بيرون مىآيد و ناپسنديده و بد برجا مىماند . در مورد كسى كه خونش كم و ناپسند است يا خونش به سوى اندامى گرايش دارد و اين گرايش زيان بزرگى ببار مىآورد و گزيرى از رگ زدن نيست ، بايد كمى از خون وى را گرفت بعد بيمار را با خوراك خوب تغذيه كرد ، سپس او را رگ زد و پس از چند روز رگ زدن را از سر گرفت تا خون بد بيرون بريزد و خون پسنديده باقى بماند . قدما بيمارانى را كه خلطهاى بدشان از نوع صفراوى است به شستوشوى و پيادهروى وادار مىكردند و قبل از رگ زدن و بعد از رگ زدن و موقع تجديد رگ زدن اسكنجبينى را كه با چاشنى زوفا و پونهء كوهى ( حاشا ) تلطيف مىشود مىپختند و به بيمار مىدادند .
--> ( 271 ) - نسخه انگليسى : « كسى كه تجربه رگ زدن ندارد ممكن است بر اثر ديدن خون غش كند . به چنين اشخاص بايد قىآورهاى ملايمى داد تا بدن آنها براى فصد آماده شود . اگر بيمار غش كرد با قىآور بايد او را درمان نمود . فصد معمولا سبب تحريك و اختلال خلط - ها مىشود ، ازاينرو بايد مقدار مناسبى خون گرفته شود كه سبب آرامش بدن گردد » .